پادشاهان واقعي كشورهاي مسيحي هم پيش از آنها به دوست شدن با او و جلب يارياش بر ضد مسلمانان اشتياق نشان ميدادند.
آثار جغرافيايي لاتيني در آن عصر، با تأليفات جهانشناسي نيمهٴ اول سده، تفاوت زيادي داشت. بايد از سه جغرافيدان نام برد. بيشك بزرگترينشان جرالد ويلزي بود. قبلاً راجع به مشاهداتش در زمينهٴ جزر و مد اشاره كردهام؛ وي ارتفاع آنها را در سواحل مختلف درياي ايرلند اندازه گرفت. او توصيف ايرلند و ويلز را نوشت، كه از جملهٴ مهمترين محصولات قرون وسطا، محسوب ميشود. اين توصيفها شامل شرح سيماي طبيعي (رودها و كوهها)، عادات مردم، ملاحظاتي راجع به تاريخ طبيعي، و نتيجهگيريهايي راجع به تأثير محيط در طبيعت انسان است.
تاريخ انگلستان تأليف راجرهاودني شامل توصيف جادهها و ساحلها، از جمله اسپانياست كه ما را به فكر راهنامههاي دريايي و دستورهاي دريانوردي مياندازد، از نوعي كه براي ناخدايان مسلمان به عربي تأليف شده بود (
¿ يادداشت اينجانب دربارهٴ سهل بن ابان در نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم).
برخي از بهترين اطلاعات ما دربارهٴ فلسطين و خاور نزديك از تاريخ ويليام صوري بهدست آمده.
ميتوان روايتهاي زايران زيادي را بدين رسالهها اضافه كرد. هيچكدام از اينها فينفسه داراي اهميتي نيست، ولي مجموعشان درخور اعتناست. تصوير اين زايران را، كه براي ديدن بيتالمقدس با چشمان خويش، لمس آن با دستان خويش و پاك كردن روح خويش از گناهان، رنجهاي فراوان را بهجان ميخريدند و زندگي خود را در اين راه مينهادند، بهآساني ميتوان مجسم كرد. چقدر از اينان در راههاي آبي و زميني، كه هر دو به يك اندازه ناامن بود، بايستي مرده باشند! از آنان كه زنده ماندند، اندكيشان شرح مشاهدات خود را باقي گذاشتهاند. بسياري از آنچه نوشتهاند يكنواخت و خالي از روح تحقيق است، يا اقلاً چندان مبهم است كه ارزشي ندارد، با اين حال، وقتي همهٴ آنچه مبتذل يا نامربوط است كنار گذاشته شود، چيزي ميماند كه واقعاً بهيادماندني است.
لازم نيست از گزارشهاي شخصي جز به اجمال سخن بگوييم. قبل از همه شش روايت ناشناس وجود دارد كه مقدم بر سقوط بيتالمقدس در 1187، است. بهترينشان را در حدود 1150 ـ 1170، يك انگليسي، معروف به بيد دروغين نوشته است. سپس گزارشهاي سه زاير آلماني را ميتوان نام برد: يوهان وورتسبورگي، تئودوريك هيرشاوي، بوركهارت استراسبورگي.
آخري زاير معمولي نبود، بلكه سفير سياسي فردريك بارباروسا نزد صلاحالدين ايوبي بود. زاير معروف ديگر يوآكيم فلوريسي رسول كالابريايي بود كه ايفاي مأموريتش را پس از بازگشت از بيتالمقدس آغاز كرد. ريچارد شيردل زاير نبود، بلكه صليبي مقتدري بهشمار ميرفت.